برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 4:54
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 4:54
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 4:54
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: سه شنبه 22 آذر 1401 ساعت: 19:25
"خوشبختی"
حراج روزانه دنیاست!
اینکه ما قدمی برنمیداریم و
قیمت پیشنهاد نمیکنیم
داستان دیگریست
"خوشبختی" پیداکردنی نیست!
"خوشبختی" ساختنیست...
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: سه شنبه 22 آذر 1401 ساعت: 19:25
#امیرالمؤمنین_مولاعلی_علیهالسلام:
فَلَیسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلاَةِ، وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلاَةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِیةِ
پس مردم اصلاح نمیشوند جز آن که زمامداران اصلاح گردند،
و زمامداران اصلاح نمیشوند جز با استقامت مردم.
@molanatarighat
«نهجالبلاغه، خطبه ۲۱۶»
.
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: سه شنبه 22 آذر 1401 ساعت: 19:25
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: يکشنبه 20 آذر 1401 ساعت: 21:07
دیوانه ام و خانه خرابِ سفرِ اوپروانه ام و در تب و تابِ سفر اواین رشته به جان ، بافته ام ، کَندنی نیستفرزانه ام و در سِحر کتابِ سفر اوباران نمی بارد از آن وقت که رفتهبیگانه ام و قهرِ شتابِ سفر او گر او سرِ ما داشت ، رقیب خنده نمی کردمیخانه ام و داغِ عتابِ سفر او اینجا که خزان است دل ما ، دستِ تو سرد است ؟بر او چه رسید ؟ پشتِ نقابِ سفر او ماییم به حیرانی یک کفتر تنهای درختیپنداشت ندارد چو پاداش ، جواب سفر اودلمایه ی ما ، صحبت دیروز ، تمام شدزین پس همان بوسه ، سرابِ سفر اوگفت : قیمت هر نعمت رفته عیان است زین پس نداری به تصویر ، به خوابِ سفر او" یوسف "برچسبها: یوسف
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: يکشنبه 20 آذر 1401 ساعت: 21:07
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: يکشنبه 20 آذر 1401 ساعت: 21:07
چنان بسوزمت از عشق ، تا خاکستر شوی !چنین بگویمت از عشق : کز همه سر شوی !من از حدیث پروانه ، به اشتیاق سوختنم چنان بسوزم از عشق، که اهلِ باور شوی !به دیوانه که می رسم ، ز حالش غبطه به جان دارمچنان بسُرایم ازعشق ، با دیوانه برابر شوی !به مُدعا نظر مکن ! که هر اصلی بَدَل دارد به دور کن اضافات را ، کزین گوهر شوی !به توشه ی مِهرش ، پُر کن ظرفِ دلت را دوست!که عشق صراطِ معراج است ، به این برتر شوی!کتاب و دفتر عشق ، وسیله راهند ، تا به مقصد رسیتو خالص شو ! ز خویش ، ز عشق جوهر شوی!ز زخمِ دوست شکایت به غیر مبر ، که بیگانگی استرسد ، رفیق میخانه و پیمانه و ساقی و ساغر شوی"یوسف "برچسبها: یوسف
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: پنجشنبه 17 آذر 1401 ساعت: 13:30


کودک است
برچسب:
نویسنده: پرهام امینی
تاريخ: پنجشنبه
17 آذر
1401 ساعت: 13:30
فطرت پاک الهی دارد
نمی داند مجسمه است
می خواهد کمک کند
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: پنجشنبه 17 آذر 1401 ساعت: 13:30
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: سه شنبه 15 آذر 1401 ساعت: 14:24
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: سه شنبه 15 آذر 1401 ساعت: 14:24
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: سه شنبه 15 آذر 1401 ساعت: 14:24
کاش بارانی ببارد حالِ شهر بهتر کنددر دلش نوری زند ، آن نامه را ، آخر کندکاش بارانی بیاید ، از سرای پنجرهشال مشکی برَ زند ! آن شالِ آبی سر کندکاشکی از گریه ها ، صد خنده ها تا " بَر " دهدمثنوی گویم ، بسوزد ، مثنوی از بَر کندمی شود ؟ حُجب و حیا ، پایان بگیرد ، بین ما هدیه ها بوسه بگردد ، گونه ها را تَر کند ؟جان بخواند ، آخر اسم مرا ، دیوانه وارکوچه را جنجال بگیرد ، کوچه را هم شَر کندعمدِ عمد ، آبی بریزد روی ما ، از پنجرهباز این دیوانه را چند ، راهیِ بستر کند گلدان ها آب دارند ، تا چه سازد ؟ چاره ای پارچه ها را تا تِکاند ، حیله ای دیگر کندکاش پایانی نگیرد ، ریزش بارانِ عشقتا به سجاده نشسته ، گریه ای مادر کند" یوسف "برچسبها: یوسف
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: چهارشنبه 9 آذر 1401 ساعت: 18:24
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: چهارشنبه 9 آذر 1401 ساعت: 18:24
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: دوشنبه 7 آذر 1401 ساعت: 15:54
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: دوشنبه 7 آذر 1401 ساعت: 15:54
ای قمر ! از دِلِ آن خسروِ خوبان ... چه خبر ؟ای قمر ! غصّه ام ، از آن غمِ پنهان ... چه خبر ؟رفته گر از نظرم ، جان نتواند که فراموشش کردزان همه چشمه ی مستی ، دَمِ احسان ... چه خبر ؟پادشاهِ دل ماست ، گر چه از آنِ دگری استمهربان بود مرا ، زان دلِ میزان ... چه خبر؟من و این شهر به ماتم شده ایم ، زان که گذشتحالِ او نیز جنون بود، دلِ حیران... چه خبر؟نقشِ او ! زخم زده ، آبله دارد جاااااااااانمردِ پایی'>پایی از آن ، پای گریزان ... چه خبر؟نقشِ داغش به دلم رفت ، چو طوفان ویرانهم از آن ساحلِ پُر صحنه ی گریان ... چه خبر؟پُرسشی کن ! که دلش با دلِ ماست ؟ یا آزاد ؟یاد باد ، قصّه ی پروازِ دو جانان ... چه خبر ؟داغِ عشق است ، نتوان گفت : حدیثِ خواب استاین کویر سوخت ، از آن ریزشِ باران ... چه خبر ؟من نشستم به غمت ، مویه کنان ، پیر شدمتو بگو : در دلِ تو ! دردِ فروان ... چه خبر ؟؟؟" یوسف "برچسبها: یوسف
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: شنبه 5 آذر 1401 ساعت: 19:21
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: شنبه 5 آذر 1401 ساعت: 19:21
جهانی طالب'>طالب بهشت شدهاند، و یکی طالب عشق نیامده!
از بهر آنکه بهشت، نصیب نَفس و دل باشد؛
و عشق، نصیب جان و حقیقت.
هزار کس طالب مُهره باشند و یکی طالب دُر و جوهر نباشد، آن کس که به مجاز قدم در عشق نهد، چون به میانه عشق رسد گوید:
که من میدانستم که قدم درنمیباید نهادن، لاجرم بباید کشیدن.
@molanatarighat
#شیخعینالقضات_همدانی
تمهیدات
.
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: شنبه 5 آذر 1401 ساعت: 19:21
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: جمعه 4 آذر 1401 ساعت: 9:49
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: جمعه 4 آذر 1401 ساعت: 9:49
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: سه شنبه 1 آذر 1401 ساعت: 13:40
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: سه شنبه 1 آذر 1401 ساعت: 13:40
برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: سه شنبه 1 آذر 1401 ساعت: 13:40